پيش گفتار

اتحاد ملت و انسجام مسلمانان , از آغاز پيروزى انقلاب اسلامى , و حتى دردوران شكل گيرى نهضت 15خرداد ـكه به تعبير حضرت امام خمينى ,نقطه عطف تاريخ سياسى ايران شناخته مى شودـ و ايام الله فتح و ظفرانقلاب اسلامى , مورد نظر و عنايت رهبر فقيد جمهورى اسلامى بوده است .

كمتر نامه يا پيام يا خطابه و دستورى مى توان در آثار ماندگار معظم له سراغ گرفت كه در آن , از همدلى و انسجام ملى و اسلامى سخن نرفته باشد.اين همه گواه اين حقيقت است كه وحدت , چه در بعد ملى و چه در بعدمذهبى , همواره يك اصل و ارزش و ضرورت به شمار مى آمده است .

چنان كه توطئه ها و تهديدهاى استكبار جهانى و صهيونيسم بين المللى به دست مى دهد, بدانديشان پيوسته به دنبال تفرقه افكنى در ميان ايرانيان و مسلمانان بوده اند, تا رمز كاميابى و سرافرازى شان را به تباهى كشانند.

از آنچه گذشت بر مى آيد كه شعار اتحاد ملى و انسجام اسلامى در واقع شعار و روش رهبرى نهضت و ملت بوده و خواهد ماند, امّا طرح آن از جانب مقام معظم رهبرى , حضرت آيت الله خامنه اى ـ مدّ ظلّه العالى ـ را بايد بيان يك ضرورت اجتماعى و سياسى در ابعاد داخلى و خارجى به حساب آورد.به سخنى ديگر در سال جديد ـكه به عنوان اتحاد ملى و انسجام اسلامى ,نام گذارى شده است ـبايد بيش از گذشته , به چند و چون دست يابى حاكميت و ملت ايران به اين آرمان و ايده والا انديشيد.

از بدو پيروزى انقلاب اسلامى و تولد جمهورى اسلامى ايران همواره دومقوله <اتحاد ملى و انسجام اسلامى > مورد توجه سياست گذاران مجريان نظام بوده است به طورى كه گاه تشخيص مرزهاى مفاهيم منافع ملى در(قالب اتحاد ملى ) و مصالح اسلامى در (قالب انسجام اسلامى ) براحتى ازيك ديگر قابل تشخيص نمى باشد بطورى كه گاه اين معانى به جاى يك ديگر به كار رفته اند.

و لذا مى توان اين گونه تحليل كه اساساً نوع نگاه مسئولان نظام سياسى كشور به <اتحاد ملى و انسجام اسلامى > حاكى از بهره گيرى از بينش اسلامى مى باشد كه خميرمايه و قالب فكر تصميم گيرسازان نظام اسلامى را شكل داده است , بدين معناكه در قانون اساسى توجه ويژه اى به مقولات اتحادملى و انسجام اسلامى شده است .

به عنوان مثال اصل 11قانون اساسى به اتحاد ملل اسلامى و وحدت جهان اسلامى و اصل 152به دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان اسلام و دراصل سوم به تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان جهان اشاره مى شود.

در اين نوشتار, كوشش شده است كه با بهره گيرى از هدايت گرى هاى قرآن كريم و سنت نبوى و عترت پيامبر اعظم 9و نيز كلام گهربار بزرگوارانى همچون حضرت امام خمينى 1و رهبر معظم انقلاب اسلامى , تكليف هاى مسؤولان و مديران نظام , و نيز جناح ها و احزاب و ملت , به روشنى تبيين شود.

گفتنى است كه براى وصول به هدف روشنگرى در عرصه وحدت جمعى و دينى مردم ايران و مسلمانان جهان , ناگزير از داشتن منظرى آسيب شناسانه خواهيم بود. اساساً طرح شعار اتحاد ملى و انسجام اسلامى را مى بايد زمينه اى فراخ و ژرف براى شناخت توان مندى ها و ناكامى ها وكاستى هاى صراط همدلى در جامعه ايرانى و جهان اسلامى دانست . وگرنه صرف شعار دادن و ستايش كردن , مراد و مقصود رهبر معظم انقلاب نخواهد بود.

زيرا اين شعار, كليدى است كه بارها, به كمك آن قفل هاى بسته و زنگ زده يا گره هاى كور سرنوشت مسلمانان ايران و منطقه و جهان گشوده شده است .

چه توطئه هاى خطرناكى كه از رهگذر انسجام ملت ايران خنثى نشده است , و چه تهديدهاى نگران كننده اى كه از طريق هوشيارى و استقامت مسلمانان بى اثر نگشته است ؟ آيا مقاومت سى و سه روزه حزب الله لبنان ـكه اعتراف و افتضاح سياسى و نظامى رژيم اشغال گر صهيونيستى را به همراه داشت ـ آيه معجز آساى همبستگى نيست ؟

اميد است كه كتاب پيش رو, سهمى در تبيين و تجهيز نيروهاى وفاداربه اسلام , و استقلال و آزادى و جمهورى اسلامى داشته باشد و همگان را بامسؤوليت ها و بايسته هاى عملى و علمى آشنا سازد.